شمس ِ مولانا
 
 
دغدغه های یک روح
 

آب زنید راه را، هین ! که نگار می‌رسد!

مژده دهید باغ را، بوی بهار می‌رسد!

...

...

 


برچسب‌ها: بهار, مولانا, شاعران, بهاریه
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۴ساعت 17:47  توسط رضا جوانروح  | 

باز فرو ریخت عشق از در و دیوار من    باز برید بند اشتر کین دار من

 

باز هم دگر بار اذر ماه رسید از راه . ماه قونیه و  خورشید تبریز . روزگاران خوش سرمستی در کوچه های مولانا و باغ های شمس تبریز.

باز هم دگر بار یاران یار رفتند از این دیار .  یارکان مست و هوشیار . دلداران سرگشته ء ایام . عاشقان شوریدهء دوران .

باز هم دگر بار ریخت اوای مستان  در کوی و برزن ان مکان . جایگاه عشق و بریدن بند عقل و جان .

باز هم دگر بار ...   امد صلا که ای دوستان ، هم رهان ، دلدادگان ، شوریده گان ، ...  های و های کجایید ... کجا ؟

...

                         


برچسب‌ها: مولانا, شمس, قونیه, عشق
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۴ساعت 17:6  توسط رضا جوانروح  | 

     در تاریخ عرفان ایرانی، نَه تاریخ تولد و نَه تاریخ مرگ شمس تبريزي به تحقیق مشخص شده است، لیکن تاریخ آشنایی و رودررویی شمس با مولانا در قونیه به يقين و قطعاً مشخص است  " 26جمادی الاخر سال 642 هجری قمری، برابر 29 نوامبر سال 1244 میلادی، برابر 8 آذر ماه سال 622 هجری شمسی"...


برچسب‌ها: شمس تیریزی, اذر ماه, روز جهانی عرفان, منار شمس
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه ۷ آذر ۱۳۹۴ساعت 9:25  توسط رضا جوانروح  | 

عشق ،اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست

هر چه گفت و گوی خلق، آن ره، ره عشاق نیست

...

...


برچسب‌ها: مولانا, شمس, غزل, عشق
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ساعت 18:27  توسط رضا جوانروح  | 

   رمان " ندای کوهستان " با سبک روایی خاص اش و قصه گویی شیرین اش و راویان اول شخص گوناگون اش رمانی خواندنی و جذاب و پر کشش است . خالد حسینی فهمیده است که درد و رنج انسان امروزین در چه چیزی نهفته است ؛ درد تنهایی و جدایی که هیچگاه فراموش نمی شود ...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ساعت 11:45  توسط رضا جوانروح  | 

غیر ِبهار ِجهان، هست ْبهاری نهان

 

ماه رُخ ُو خوشْ دَهان،  باده بده ساقیا!  

... 

...

 |+| نوشته شده در  شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:27  توسط رضا جوانروح  | 

  " دكتر داتيس " حامد اسماعيليون رمان باورپذير و رواني بود ؛ لحن و زباني صميمي و با صداقتي داشت . رمان اخير و اخر ايشان اگرچه مبتني بر وقايع و حوادث واقعي تاريخ معاصر ايران از ابتداي شروع اتقلاب در سال 1357 تا پايان جنگ در سال 1367 نوشته شده است ، ولي با زباني كه راوي، قصه ي سه روايت همزمان و موازي را نقل مي كند ، و نحوهء شخصيت پردازي قهرمانان ، همراهي و همدلي مناسبي در مخاطب ...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:52  توسط رضا جوانروح  | 

مطربا ! این پرده زن کان یار ما مست آمدست

وان حیات باصفای باوفا مست آمدست

گر لباس قهر پوشد ،چون شرر، بشناسمش

کو بدین شیوه بر ما بارها مست آمدست 

... 

...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳ساعت 19:7  توسط رضا جوانروح  | 

   "ان شخص سحوري به روز مي زد بر در خانه اي ، ان شخص را شب روز شده بود ، ان يكي گفت درين خانه كسي نيست ، اين سحوري براي كه مي زني ؟ گفت : خاموش ! مردمان خانقاهها و كاروانسراها مي كنند براي خدا ، من نيز براي خدا چيزي مي زنم . من براي خدا مي گويم ، تو سوال چون مي كني ، مثال تو ومن ، همچون ان ناي زن است كه ناي مي زد ...

    

   
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۳ساعت 17:40  توسط رضا جوانروح  | 

این روزها باز،  هوای عَطر قونیه در سر عاشقان شيداي شوريده  می پیچد .

اين روزها باز ، عده ای عزم سفر ِعشق دارند و عده ای سُودای ان مي كشند .

این روزها باز،  شوق دیدار تربت مولانا در فضای حیرت ِدلتنگی ...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳ساعت 8:25  توسط رضا جوانروح  | 

   سينا دادخواه داستاني مي گويد و روايتي شرح مي دهد از دغدغه ها و ارزوها و اميدهاي جوانان و پيران با مزه پراني ها و حاضرجوابي هاي ديالوگي شخصيتها . قصه ء بزرگ شدن ادمهاي شهري در ورطهء حوادث تلخ و شيرين . قصه اي خوب از بديها و زشتيها تا به زيبايي نهفته در اعماق گنج هاي پنهان دروني ادمها ...

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۳ساعت 17:21  توسط رضا جوانروح  | 

    موضوع بكر و ايده نوي رمان كه بنا به گفته مولف اثر واقعي بوده از نقاط قوت متن مي باشد . اينكه انساني بنا به هر دليلي خودش را از جامعه جدا كرده و در دنياي خود ساخته اش دهه ها و سالها زندگي كرده باشد ، دستمايه ئ بهترين رمانها  وماندگارترين كتابهاي قصه و فيلمهاي تفكربرانگيز بوده است . زيبايي اثر و تاثيرگذاري اش بستگي به نحوه ئ پرداخت يا اجراي كار دارد كه ...

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳ساعت 11:15  توسط رضا جوانروح  | 

   خانم سارا سالار زبان شيرين و رواني براي قصه گويي دارد . لحن و واژگانش صميمي و بسيار باور پذير است . نوع روايت گويي اش انقدر دلنشين و صادقانه است كه به سرعت مخاطب را با خودش همراه مي كند . زبان فاخر و سنگيني ندارد . واگويه هاي ذهني راوي ، ساده و يكدست و درست و بي تكلف ادا مي شود .  اظهار فضل و خودنمايي در كارش راه ندارد . از مسايلي عميق و اساسي صحبت مي كند ولي پيچيده و گنگ حرف نمي زند . بازي ذهني دارد ، ولي با زبان و واژگانش بازي نمي كند . همين دلايل است كه روايت او را شيرين و لذت بخش  كرده و ادمي فكر مي كند توگويي...

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳ساعت 16:38  توسط رضا جوانروح  | 

من بارها زائیده ام !

من بارها زائیده ام !

...

...

 |+| نوشته شده در  سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳ساعت 7:28  توسط رضا جوانروح  | 

"مولانا را مستي هست در محبت، اما هشياري در محبت نيست.

اما مرا مستي هست در محبت و هوشياري در محبت  هست.

مرا آن نسيان نباشد در مستي. دنيا را چه زهره باشد كه مرا ...

 


برچسب‌ها: شمس تبريزي, مولانا, مقالات, متون
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:42  توسط رضا جوانروح  | 

       امير حسين يزدان بد بسيار فهيم و اگاه هست . مي داند كه چه مي نويسد و چگونه مي نويسد . قصه گويي را هم بخوبي بلد است . تكنيك هاي روايت گويي را خوب مي داند . فرق رمان و مقاله سياسي را مي داند . زبان ساده و پيچيده را مي تواند از هم تشخيص دهد . مي داند كه در كجاي تاريخ ايستاده است و به تاريخ نگاهي فلسفي دارد . داراي تز و انديشه سياسي و فرهنگي است . پس مي داند كه " لك نت " را براي چه چيزي و بيان چه انديشه اي و اشاعه ء چه تفكري نوشته است . مي داند كه از سير روند ناگزير تاريخ كشورش نمي تواند ...


برچسب‌ها: كتاب, رمان, نقد, امير حسين يزدان بد
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ساعت 8:40  توسط رضا جوانروح  | 

      آيدا مرادي آهني بسيار شهامت آميز و مقتدرانه پا به اين گونه و سبك داستاني در عرصهء ادبيات خاص داستاني گذاشته است . روايتي به ظاهر ساده و عوامانه ، ولي پيچيده و خاص ؛ مانند جامعه ء متلاطم و پر تنش امروزه .  حوادث اينده كشور برخاسته و منتج از گذشته اش است . فردا ابستن حوادث ناگواري است اگر باروت اتش بگيرد . باروت جنگ و كشتار در زمين زير پاي امان . مثل كيف گلف كه روي زمين باروت دار افتاده است ؛ مثل " گلف روي باروت " ...


برچسب‌ها: كتاب, نقد, رمان, ايدا مرادي اهني
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲ساعت 9:27  توسط رضا جوانروح  | 

چو با ما ، یار ما،  امروز جفتست

بگویم، آنچه هرگز کس نگفته‌ست!

...

...


برچسب‌ها: مولانا, غزل, جان, يار
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۲ساعت 13:15  توسط رضا جوانروح  | 

این روزها باز،  هوای عَطر قونیه در سر عاشقان شيداي شوريده  می پیچد .

اين روزها باز ، عده ای عزم سفر ِعشق دارند و عده ای سُودای ان مي كشند .

این روزها باز،  شوق دیدار تربت مولانا در فضای حیرت ِدلتنگی ، موج می زند .

این روزها باز ...


برچسب‌ها: مولانا, قونیه, دیدار, عشق
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲ساعت 21:42  توسط رضا جوانروح  | 

       داستانهاي مجموعه داراي تم يكسان و مضمون مشابه اي اند . غم از دست  دادن و فقدان دوست داشتنني ترين فرد زندگي . نويسنده عمدا و عامدا اين سيزده داستان را در پنج گروه كه با شماره بندي (1) تا (5) از هم جدا شده اند ، جاي داده است . هر گروه از داستانها در پي بيان گونه اي از دست دادن كسي براي قهرمان يا راوي داستاني را شرح مي دهد ...


برچسب‌ها: کتاب, نقد, داستان, اسمان
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲ساعت 13:40  توسط رضا جوانروح  | 

    ماداميكه  به لحاظ  كاوشهاي علمي و روشهاي جديد باستانشناسي نتوان به اثبات وجود مدفن شمس تبريزي در پاي منار شهر خوي دست يافت ، با برگذاري همايشها ، نشستها ، گردهمايي ها ، سخنراني ها و ... و استناد كردن به متون تاريخي همچون" مجمل فصيح خوافي" ميرزا محمد خان قزويني يا " شاهد صادق " ميرزا محمد صادق اصفهاني  يا  "منشات السلاطين " فريدون بيگ  يا  "بيان منازل سفر عراقين "  فصوحي السلاحي   نيز نمي شود ، مدعيان و محققان را قانع كرد ...


برچسب‌ها: شمس تبریزی, مولانا, روزجهانی, عرفان
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه ۹ آذر ۱۳۹۲ساعت 7:37  توسط رضا جوانروح  | 

   فقر نگاه تاريخي نسبت به مسائل فلسفي و هنري و ادبي ، عامل اصلي واپس ماندگي ماست و اين خود سرچشمه از نگاه دايره وار ما دارد كه تاريخ را بمانند مغرب زمين ، نمي توانيم به گونه ء خطي مورد نظر قرار دهيم . به همين دليل تصور مي كنيم عرفان بايزيد و عين القضات و شمس تبريزي ، عين عرفان فلان عليشاه دوره قاجار يا دورهء معاصر است...


برچسب‌ها: عرفان, تصوف, زبان, كتاب
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲ساعت 15:53  توسط رضا جوانروح  | 

   كتاب  حدود 550 صفحه بوده و داراي  يازده فصل  اصلي و 27 مقاله  نوشتاري از سوي  24 مولف متن است . واكاوي و معرفي جهان انديشه و زبان  سحرگونه حافظ از منظرهاي گوناگون  وغور و تحقيق  در زندگي  او  و بررسي  روزگار  وانفساي آن دوران از سويي  موجب آن  شده است  كه كتاب ياد شده همچون دايره المعارفي  براي حافظ  پژوهان و و حافظ دوستان  باشد ...


برچسب‌ها: حافظ, انديشه, كتاب, زندگي
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۶ آبان ۱۳۹۲ساعت 16:11  توسط رضا جوانروح  | 

       اما نکته‌ای که مایلم به عنوان قسمت سوم و آخرِ بحث در بابش صحبت کنم این است که ما در حال حاضر با بحران معنویت مواجه هستیم؛ و این به این معنا است که همانطور كه قبلاً گفتم برای رسیدن به معنویت باید 13 اصل را رعایت کرد ولی از طرفی برای رعایت این 13 اصل باید به یک سری پیش‌فرض قائل بود و برای ذهن بشر امروز پذیرش این پیش‌فرضها دشوار است. به تعبیر دیگر این 13 اصل، سیزده دستورالعمل است. یعنی مربوط به عمل است؛ ولی هر دستورالعملی یك سری پشتوانه‌ها و پیش‌فرضهای نظری...


برچسب‌ها: معنويت, زندگي, دين, انسان
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۲ساعت 7:13  توسط رضا جوانروح  | 

     حال اگر قبول کنیم که " معنویت به معنای زندگی همراه با امن و آرامش است " آنوقت این سوال مطرح می‌شود و آن اینكه اگر ما چگونه زندگی كنیم یك چنین زندگی می‌توانیم داشته باشیم؟ اینجاست كه به مرحله دوم سخن وارد می‌شویم. جایی که باید بدانیم عوامل یك زندگی معنوی چیست؟ به تعبیر ریاضی مرادم این است كه چه چیزهایی برای زندگی معنوی هم شرط لازم‌اند و هم شرط كافی. این شرایط چه هستند كه اگر نباشند زندگی آرام فراهم ...


برچسب‌ها: معنویت, زندگي, بحران, ارامش
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲ساعت 12:54  توسط رضا جوانروح  | 

 

یکبار زاید آدمی

من بارها زائیده ام !

...

...

 

 


برچسب‌ها: مولانا, عشق, تولد, زایش
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۲ساعت 22:3  توسط رضا جوانروح  | 

      استاد ملكيان در سخنراني حاضر*به تعريف معنويت و  بحران معنويت و شرح و بسط مؤلفه‌هاي معنوي زيستن مي‌پردازد. ايشان سيزده مولفه را در اين خصوص برمي‌شمارند: ۱. زندگي اصيل داشتن، ۲. بي‌اعتنايي به داوري‌هاي ديگران، ۳. مقايسه نكردن خود با ديگران، ۴. فهم و هضم تفاوت‌هاي خود با ديگران، ۵.عشق به انسان‌ها، ۶. رضا دادن به تغييرناپذيرها، ۷. اینجایی و اكنونی بودن، ۸. حال را تسليم قيد و بند گذشته نكردن ، ۹. انضباط دروني داشتن، ۱۰. جدي گرفتن زندگي ، ۱۱. صداقت داشتن، ۱۲. جستجوگر علم نافع بودن و ۱۳. سكوت هر چه بيشتر  ...


برچسب‌ها: معنویت, انسان, جامعه, فلسفه
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ساعت 11:55  توسط رضا جوانروح  | 

      ويليام جيمز روانشناس تجربي با رجوع و ارجاعات مختلف به منابع و كتب فراوان ، و با ارائه تعريف خاصي از دين به بيان تجربيات صاحبان و مومنان اديان مختلف پرداخته و از  دين " بيمار انديشان "  و"  سالم انديشان " و ادراكات حسي انان در مواجهه با واقعيات عالم غيب سخن مي گويد .  حس حضور امر قدسي ، احساس ناواقعيت توهمي ، ادراكي شهودي از وجود خدايي  حي  و حاضر كه موجب اقناع كنندگي تجربه كنندگان بي ايمان يا ايماندار شده است ، با ذكر مثالهاي متعدد از پير و جوان ، زن و مرد ، مومن و غير مومن ، معتقد و غيرمعتقد در ادوار تاريخي فرهنگ بشري از قرون وسطا تا قرن بيستم ، مويد اين نكته شده است ...


برچسب‌ها: كتاب, نقد, دين, تجربه
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۲ساعت 12:42  توسط رضا جوانروح  | 

" سلام است "

 

تو را در دلبری دستی تمام است

مرا در بی‌دلی درد و سقام است

...

...


برچسب‌ها: غزل, مولانا, عشق, يار
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۲ساعت 12:53  توسط رضا جوانروح  | 

      عكسها ياداور گذشته اند . خاطرات تلخ و شيرين دوران كودكي و نوجواني كه اكنون حسرت الود نگاه نگرنده است . حسرت بودن در هسته ي اوليه خانواده‌؛ حسرت از دست دادن عزيزان ؛‌ حسرت عشقهاي ناكام و زودگذر جواني  ؛‌ حسرت نداشتن ها و داشتن هاي غبطه برانگيز ؛‌ حسرت اندوه شكسته شدن غرورهاي بجا ونابجا ؛  حسرت غم دلگير فراموش نكردنها ؛ حسرت از ته دل خوشحال شدن و خنديدنهاي كودكانه ...


برچسب‌ها: كتاب, نقد, مجتبي پورمحسن, حسرت گذشته
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ساعت 15:1  توسط رضا جوانروح  | 
مطالب قدیمی‌تر
  بالا