|
شمس ِ مولانا
|
||
|
دغدغه های یک روح |
" هر قصه اي را مغزي هست و هر حکایتی را قصدی .
قصه را جهت آن مغز آورده اند بزرگان، نه از بهر دفع ملالت.
به صورت حكايت براي آن آورده اند، تا آن غرض در آن بنمايند. "
(شمس تبريزي)
"نگاه مجنون "
" چنانكه گفت هارون الرشيد كه اين ليلي را بياوريد تا من ببينمش كه مجنون چنين شوري از عشق او در جهان انداخت ، و از مشرق تا مغرب قصه عشق او را عاشقان آينه خود ساخته اند .
خرج بسيار كردند و حيله بسيار ، و ليلي را بياوردند . به خلوت درآمد خليفه شبانگاه ، شمعها برافروخته ، دراو نظر مي كرد ساعتي ، و ساعتي سر پيش مي انداخت . با خود گفت كه در سخنش درآرم ، باشد به واسطه سخن در روي او ان چيز ظاهرتر شود .
رو به ليلي كرد و گفت : ليلي تويي ؟
گفت : بلي ، ليلي منم ؛ اما مجنون تو نيستي ! آن چشم كه در سر مجنون است در سر تو نيست .
مرا به نظر مجنون نگر . محبوب را به نظر محب نگرند كه يحبهم . خلل از اينست كه خدا را به نظر محبت نمي نگرند ، به نظر علم مي نگرند ، و به نظر معرفت ، ونظر فلسفه ! نظر محبت كار ديگرست . "
( مقالات شمس تبريزي / دفتر اول ، ص 105 سطر 5)
---------------------------------------------------------------------------------
تعبير متن :
نوع نگاه آدمي به پديده هاي پيراموني است كه قدر و ارزش انها را تعيين مي كند . از دريچه چشم عاشق است كه معشوق زيباست و يكه و يگانه . جهان نگري آدمي است كه جهان او را مي سازد و در نظر مي آرد . تفاوت انسانها و اختلاف خواسته ها از همين نوع نگاه كردن ها ست كه رخ مي دهد . گوناگوني نگريستن به هستي موجب خلق جهان شخصي است . جهان هر كسي مختص و خاص اوست . جهان هاي موازي و مختلف به علت نگرش هاي متفاوت بروز مي نمايد . هيچ هر دو نگاهي مثل هم نيستند و زيبايي جهان انساني به همين تفاوت هاست .
انجا كه آندره ژيد مي گويد : " سعي كن تا زيبايي در نگاه تو باشد ، نه در آن چيزي كه به آن مي نگري ! " تكيه بر همان نگاه شخصاني هر آدمي دارد . درخت و گل و شكوفه ان اگر از منظر باغبان نگريسته شود يك معنايي دارد و اگر از زاويه ديد عارفي شيدا ديده شود ، مفهومي ديگر . نيكوس كازانتزاكيس مي گويد : " به درخت بادام گفتم ، با من از خداي بگو ! و درخت بادام شكوفه داد يعني كه خداوند سخن مي گويد !"
انديشه زيبا در ذهن انسان بروز جمال و زيبايي است در هستي . هستي پيراموني ، چيزي بجز از پديدارهاي در فكر ما نيستند . از نظر برخي از فيلسوفان ، اعتبار وجودي چيزها منوط به ذهن بشري است . با ناميدن شيئ ، آن شيئ در جهان پيدا مي شود . مائيم كه جهان را مي سازيم ، پس سعي كنيم كه خوبش را بسازيم . خواستن و طلبيدن يك عاشق، عين خوب ديدن اوست بر محيط پيراموني معشوق . معشوق به اعتبار اوست كه محبوب است و بي عيب .
كمال جويي عاشقانه سالك و رهرو حق، همان محبت بي دريغ اوست بر ذات هستي . حق و حقيقت ساري در جهان را نه از راه عالمانه و انديشمندانه و نه از راه فلسفيدن صرف مي توان بدست آورد . اين مسير از كوي دوستي و محبت و مهرورزي حاصل خواهد شد . دوستي ان دوست، بي هر گونه انتظار و خواسته . بي نيازي و رهاكردن هر نوع طلب ، بي چشمداشت مرحمتي و لطفي . لطف ، همان دوست داشتن محبانه است ، فارغ از هر گونه توجه از سوي او . نگرش محبانه ، خود هدف است و مقصود از هستي هستها .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت:
كتاب " مقالات شمس " كاري تحقيقي و تصحيحي است از استاد بزرگوار دكتر محمد علي موحد كه بزرگان عصر حاضر و نيك مردان نسل قديم است . مقالات يادداشتها ي ياران نزديك مولانا و شمس تبريزي از گفتارها و سخنان گهربار شمس تبريزي است ، كه در جلسات خصوصي ياران همدل و همراه ويا در جمعهاي گسترده مريدان گفته شده است . اين نوشتارها كه تا پنجاه سال اخير نا مكشوف و نا معروف بوده به همت دكتر موحد جمع آوري و ويرايش گرديده و در ئسترس قرار گرفته است . در يك تقسيم بندي كلي ، گفته هاي در آساي شمس كه در كتاب مقالات درج شده است ، شامل چهار بخش عمده است:
1- قصه ها و حكايات پند آموز.
2- تاويل و تفسير ايات قراني و احاديث رسول خدا.
3- گفتار هاي گهر بار نغز.
4- شرح حال و احوال شخصي در مورد شمس و اطرافيان و محيط پيراموني.
در سلسله نوشتارهايي كه در وبلاگ تحت عنوان باز خواني قصص متوني منبعد خواهد آمد ، از بخش" قصه ها و حكايات پندآموز " ، قصصي كه مناسبتي با جريانات و مسائل جامعه امروزين داشته باشد نقل خواهد شد .
اميد كه تجربيات شخصي اين بزرگواران عرصه آگاهي معنوي چراغ راهي براي انسان جستجوگر بي پناه دردمند عصر مدرن امروز باشد .
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
|
|