|
احمد غلامي مرا به ياد دو نفر مي اندازد . محسن مخملباف و مسعود كيميايي ! حالا چرا ؟ سعي مي كنم كه بگويم . منش و عملكرد كارنامه زندگي اش به لحاظ گذشته مذهبي و خانوادگي سنتي كه پايبنديهاي ذهني و ايدئولوژيك قديمي به دين و سنت ديني و خدا وپيغمبر و غيرو دارد و وضعيت نسبتا معتدل شده و نرم شده اش در خصوص اين قضايا در حال حاضر ... برچسبها: کتاب, نقد, قصه, غلامي, جيرجيرك, مرگ ادامه مطلب |
||
|
پیش از ورود علوم انسانی جدید به ایران مردم این کشور با منطق فرمان زندگی میکردند، این فرمان یا فرمان دین بود و یا فرمان سلطان. بررسی تحولات گوناگون زندگی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و تاریخی مردم این سرزمین موضوع علاقه و توجه کسی قرار نمیگرفت. گوئی همه محکوم سرنوشت و تقدیر بودند. تنها امور عملی دین نبود که بر اساس تقلید محض استوار گشته بود... برچسبها: دین, فهم, فرمان, دموكراسي, علوم انساني ادامه مطلب |
||
|
پنج داستان كوتاه كتاب " قبرستان سقف ندارد " در يكصد صفحه ، مجموعه داستاني خوشخوان و يكدست را تشكيل داده اند . سامان آزادي با اين اولين كتاب داستانش نشان مي دهد كه لحن و زباني محكم و نيز انديشه اي متمركز براي بيان روايتش از زندگي قهرمانانش برگزيده است ... برچسبها: داستان, نقد, كتاب, قصه, مرگ, آرزو, اميد ادامه مطلب |
||
|
از شانزده داستان كوتاه كتاب " حالا يك كلاه آفتابي قرمز دارم " به نظر من تعداد انگشت شماري از آنها واجد حرف و نكته اي نغز و جذاب اند. خانم عطيه راد با لحن و زباني يكنواخت قصه هايي از شهر و روستا و آداب و رسوم قديمي ها ( بگوِئيد سنتي در مقابل مدرنيته ) را در قالب جملاتي ايهام گونه ومبهم روايت مي كند . اكثر داستانهاي مجموعه به دنبال كشف يك چيز ناگفته اند . اين چيز ، راز و يا ... برچسبها: کتاب, نقد, داستان, قصه, كلاه آفتابي قرمز ادامه مطلب |
||
|
بهار آمد، بهار آمد، بهار خوش عُذار آمد بهار آمد ، بهار آمد، بهار آمد ... برچسبها: بهار, مولانا, شعر, عيد ادامه مطلب |
||
|
از همان روزی که بحث نامزد شدن فیلم "جدایی نادر از سیمین " در اسکار مطرح شد ، همه دوستان و دوستداران سینما در جلسات نقد و بررسی فیلم ها و یا نشستهای دوستانه در مورد بردن جایزه فیلم اول خارجی زبان متفق القول بودند که فیلم اصغر فرهادی شایستگی این جایزه را دارد . در این وانفسای دربدری و بی خانمانی اهالی سینما و محدودیتها و مرزبندی های سیاسی و عقیدتی ، برنده شدن فیلم یاد شده نور شادی و امیدی است بر تاریکی خانه بی چراغ و بی سوی سینماگران . و فرصتی نادر ... برچسبها: سینما, نقد, فرهادی, جدایی نادر از سیمین, در باره الی ادامه مطلب |
||
|
موراكامي استاد قصه گويي از تخيل هاي سركش و آرزوهاي بي پايان نهفته در نهاد بشري است . لذت خوانش قصه هاي او غير قابل توصيف است ؛ لذتي دروني و عميقي كه ناشي از همذات پنداري مخاطب اثر با قهرمانان داستانهاست . باور كنيد كه موراكامي استاد سخن جان قصه طلب آدمي است ! قصه هاي او ، نداي وجدان انساني انسان معاصر در عصر تنهايي و سرگشتگي بشريت پست مدرن است ... برچسبها: موراكامي, نقد, كتاب, داستان, قصه ادامه مطلب |
||
|
بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت سرمست همیگشت به بازار مرا یافت
پنهان شدم از نرگس مخمور، مرا دید بگریختم از خانه خمار، مرا یافت ... ... برچسبها: غزل, مولانا, شمس, عرفان ادامه مطلب |
||
|
مريم حسينيان و كتابسراي تنديس رمان " بهار برايم كاموا بياور " را همين امسال و در 180 صفحه چاپ و منتشر كرده اند . فرم وشكل نامه گونه روايت داستاني ، اطلاعات دهي قطره چكاني و شخصيت پردازي قهرمانان قصه در فضاي تيره وتلخ خانه روستايي دو طبقه جن زده محل ارواح و اشباح انسان گونه ، از همان شروع خوانش ، آدمي را درگير راز و رمزي وحشت گونه و دلهره آور مي كند ... برچسبها: كتاب, رمان, نقد, داستان ادامه مطلب |
||
|
آنجلو پولوس رفت . واي ! چقدر دردناك . منتظر ادامه "دشت گريان " ش بوديم كه ناگهان رفت . روايت گر تنهايي ها و قصه گوي رنجهاي بي درمان دروني ها رفت . آدمي را دردهايي است كه به هيچ دارويي درمان نمي شود ، چون دارويي ندارد اين درد بي درمان ! ديدن "گام معلق لك لك " و سكانس بي نظير سينمايي عروسي كنار رودخانه مرزي است كه اندكي از اين درد جانكاه بودن را شايد كاهش دهد ... برچسبها: آنجلو پولوس, سينما, مرگ, فيلم ادامه مطلب |
||
|
آیا در یک جنبش مدنی مسالمت آمیز، مردمانی که قربانی خشونت و سرکوب هستند اخلاقاً مجازند که متقابلاً از خشونت به مثابه روشی برای تحقق اهداف جنبش خود بهره بجویند؟ در اینجا مقصود از "خشونت" مجموعه رفتارهایی است که انسانها برای آسیب رساندن به انسانهای دیگر انجام می دهند. این آسیبها غالباً از جنس آسیبهای فیزیکی است. رفتارهای خشونت آمیز غالباً به ایجاد درد و جراحت جسمانی و حتّی مرگ ... برچسبها: اخلاق, خشونت, جنبش مدني, دولت ادامه مطلب |
||
|
ببستی چشم ، یعنی ، وقت خواب است نه خوابست آن ، حریفان را جواب است !
تو میدانی که ما چندان نپاییم ولیکن چشم مستت را شتاب است ... ... برچسبها: مولانا, غزل, عرفان, شمس ادامه مطلب |
||
|
كتاب «چه زود بزرگ شدم» آقاي حسن فرهنگ فر، رماني احساساتي و عامه پسند است كه با راوي اول شخص مفرد و به سبك و ساختار مدرني در روايت گويي (روايت غيرخطي) متكي به واگويه هاي ذهني راوي ، داستان خودش را حكايت مي كند... برچسبها: کتاب, نقد, داستان, ادبیات ادامه مطلب |
||
|
"ز آغاز عهدی کرده ام کاین جان فدای شه کنم بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم"
این روزها باز، هوای ِعطر ِکوچه های ِقونیه در سر ِسرْمَستان ِخدا می پیچد . این روزها باز ، عده ای ... برچسبها: مولانا, شمس, قونیه, عرفان ادامه مطلب |
||
|
" عيب و هنر "
" عيبي باشد در آدمي كه هزار هُنر را بپوشاند ، و يك هُنر باشد كه هزار عيب را بپوشاند .آن يكي را همه عيبها نبُودْ اِلاٌ كينه دار بود ، هنرهاشْ را پوشانيد ؛ و سرانجامش چه شد ؟ و اِنً عَليك اللْعَنه ... برچسبها: قصه, مولانا, شمس, عرفان ادامه مطلب |
||
|
جايگزيني مفاهيم جديد فرهنگ شهر نشيني ، همچون : پارك خودرو در خيابان و كوچه ، كافي شاپ بجاي قهوه خانه ، معضل كمبود دستشويي عمومي در خيابانهاي شهرها ، خوابگاه دانشجويي ، امامزاده در كوچه و پس كوچه شهرها ، و ... بهانه اي شده است تا خانم آتوسا افشين نويد اولين مجموعه داستاني اش را با عنوان " سرهنگ تمام " تابستان امسال بدست نشر چشمه بسپارد تا چاپ و منتشر شود . كتاب 118 صفحه اي داراي پنج داستان كوتاه است ، دو داستان آخري نسبت به سه داستان اولي بلندترند ... برچسبها: کتاب, نقد, داستان, ادبیات ادامه مطلب |
||
|
در تاریخ عرفان ایرانی، نَه تاریخ تولد و نَه تاریخ مرگ شمس تبريزي به تحقیق مشخص است، لیکن تاریخ آشنایی و رودررویی شمس با مولانا در قونیه به تحقیق و قطعاً مشخص است (26جمادی الاخر سال 642 هجری قمری، برابر 29 نوامبر سال 1244 میلادی، برابر 8 آذر ماه سال 622 هجری شمسی) ... برچسبها: مولانا, شمس, عرفان, قونیه ادامه مطلب |
||
|
آن خواجه را، از نیم شب، بیماریی پیدا شدهست تا روز، بر دیوار ما، بیخویشتن، سر میزدهست
چرخ و زمین، گریان شده، وز نالهاش نالان شده دمهای او، سوزان شده ، گویی که در آتشکدهست ... ... برچسبها: مولانا, شمس, غزل, عرفان ادامه مطلب |
||
|
قصه رمان واگويي روابط مابين دو مرد و چهار زن است ؛ و يا در واقع داستاني روانشناختي از روحيات و خصوصيات رفتاري دو خانواده ( زن – مرد) با دو معشوقه يك مرد از اين خانواده . كامران محمدي روان شناسي خوانده است و در اين رمان هم خواسته است از ديدگاه روانكاوي رفتاري ، شخصيت محوري قصه(ايوب ) كه در كودكي شاهد تجاوز سربازان عراقي به مادر نگون بختش بوده است را تجزيه و تحليل كرده و علت خيانت به زنش را (ستاره ) همين عامل نا بهنجار ريشه اي قلمداد نمايد .ولي پرداخت روايت و پيرنگ ... برچسبها: کتاب, نقد, رمان, ادبیات ادامه مطلب |
||